مرتضى راوندى

259

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

محمود به نام دفاع از دين با هرگونه جنبش اعتراضى خلق به عنوان ارتداد و بيدينى جنگ و مبارزه مىنمود . مخصوصا با قرمطيان ، اسماعيليان و شيعيان بيرحمانه ستيز ، و اموال آنان را ضبط مىكرد ، و از اين راه بر شمار گنجينه‌هاى خود مىافزود ؛ در حقيقت طرفدارى او از اسلام بيشتر براى جمع ثروت بود . لشكريان محمود « غلامان ترك زرخريد ، مانند عهد خلفا و سامانيان ، هستهء مركزى و اساس نيروهاى جنگى محمود را تشكيل مىدادند ، ولى محمود بر خلاف زمان ماضى توانسته بود نظم و انضباط سختى را در ميان ايشان برقرار سازد . لشكر غلامان وسيله‌اى بود كه محمود به يارى آن موفق به لشكركشيهاى مظفرانه و وسيع گرديد و در عين حال ، توانست توده‌هاى مردم را در متصرفات وسيع خود در حال انقياد و اطاعت نگاه دارد . محمود گذشته از لشكر غلامان ترك از داوطلبان كه به اصطلاح غازى يا مبارزان راه دين ناميده مىشدند نيز كاملا به منظور لشكركشيهاى غارتگرانه ، و جهانگشاييهاى خويش استفاده مىكرد . به طورى كه آ . يو . ياكوبوسكى معلوم كرده است جلب عده‌اى كثير از غازيان به نيروهاى جنگى ، تنها جنبهء نظامى نداشته بلكه در عين حال ، سياست اجتماعى معينى بود كه محمود ، تعقيب مىكرد . دولت محمود با جلب روستاييان بىزمين به صفوف غازيان ، و فريب ايشان به اميد كسب ثروت از غنايم جنگى هندوستان ، كه در واقع امر جز مشتى از خروار آن نصيب آنان نمىگشت ، مىكوشيد تناقضات طبقاتى را محو و نارضايى عامهء مردم را تقليل دهد . نهضت غازيان مىبايست كار يك مجراى انحرافى و دريچهء اطمينان را انجام دهد و جديترين عناصر مردم استثمارشدهء زحمتكش شهر و روستا را منصرف كند و در مسيرى كه براى قدرت فئودالها خطرناك نباشد ، قرار دهد . غازيان پس از لشكركشى در مرزهاى نواحى مسخره باقى مىماندند يا با اموال غارتى به ميهن بازمىگشتند و شريك و انباز دستبردهاى مشروع ! مىشدند . اما راجع به عامهء مردم زحمتكش روستاها و شهرها ، كاميابيهاى جنگى محمود و زرق و برق دربار وى نه تنها وضع اينان را بهتر نمىكرد بلكه دشوارتر مىساخت . غنايم حاصله از لشكركشيها ، هرقدر هم زياد مىبود ، هرگز نمىتوانست هزينه‌هاى هنگفت نگاهدارى لشكر و دربار و اشتهاى روزافزون محافل دربارى و سران نظامى و فئودال را جبران و ارضا كند . سنگينى بار ماليات افزايش يافت ، زيرا براى تدارك مقدمات تهاجم به هندوستان دائما مالياتهاى فوق العاده مأخوذ مىگرديد . حتى وقايع‌نگاران دربارى هم ناگزير نوشته‌اند كه هنگام اخذ ماليات « رعايا را مانند گوسفندان پوست مىكندند . » مورخان مىنويسند كه بسيارى از روستاها و حتى نواحى خالى از سكنه شده ، مجارى آبيارى ويران و متروك گشت . و سبب اين وقايع را فقط افزايش ميزان خراج و سوء استفاده‌ها و